حامد دهخدا
از ميان پانصد و شصت و يك عضو انجمن جامعه شناسي ايران، و ديگر جامعه شناساني كه عضو اين انجمن نيستند، شمار هفتاد و
پنج نفر، در بيانيه اي چند صفحه اي، در بند آخر از صفحه آخر، دلايل خود را براي حمايت از كانديداتوري عالي جناب اميرحسين
موسوي،
“مختصرا” و “ناگهان” بيان فرمودند. نقطه استناد اميد ايشان به عاليجناب
اميرحسين موسوي، دستپاچه، برنامه هاي “اعلامشده” ايشان در پانزده جمله
است كه “نيست”؛ يعني، نقطه اميدي به آن نيست. همان حرف هاست كه
سياستمداران خوبمي گويند.... و “جامعه شناسي” در اين خبط و خطا مقصر نيست.
خطاكار، آن “چند” “جامعه شناس” هستند كه از جامعه خود پرتافتاده اند؛ از
بس به “آمريكا” رفته و در اين سمينار و آن سمينار، به دور از “ملت” خود،
به “انگليسي آمريكايي” فصيح سخنگفته اند، هر چه از اين جامعه مي گويند،
عكس آن، رفتار مردم مي شود؛ چنان كه در انتخابات پيش شد، و به مجرد خواست
يزدانپاك، اين بار نيز چنين خواهد شد. بيانيه “چند” جامعه شناس، افسوس مي
خورد از اينكه آمار “فوق العاده” معتبري را كه با “ميلياردها تومان”،
توليد مي كرد،ديگر توليد نمي كند، ولي باز هم اميد واهي دارد، تا بدون
“آمار”، بسيار محكم، از نابودي “سرمايه اجتماعي” و “سرمايه فرهنگي”جامعه
اي كه ديگر براي او “سرمايه” اي ندارد، سخن بگويد (ولي يادتان باشد؛ خود
او “سرمايه دار” است.)! تناقض را مي بينيد: اومي گويد بدون آمار و
اطلاعات نمي تواند از اين جامعه حرف بزند، و از سوي ديگر، بنا به مقاصد
سياسي، ناگهان از اسرار نهانآگاه مي شود، و همه جور اظهاري بر اين جامعه
روا مي دارد. مي خواهد به ما بقبولاند، آنچه خوبان همه ندارند، او يكجا
دارد! او درپستوي خانه اش، “آمار”ي دارد كه مي گويد همه چيز در حال نابودي
است، و از اين بيش، اميرحسين، فريادرس فيصله بخشي بر ايننابودي است. روشن
است كه اين روشنفكر در نخوت “دكتر”اي خود چنان غوطه خورده كه فراموش كرده
است كه “آمار”ي ازاين جامعه ندارد و به قول خودش اين جامعه را نمي
شناسد.اين “روشنفكر”، راه را گم كرده است. راستش را بخواهيد، خودش كار خود
را خراب كرده است. اين روشنفكر،روشنفكر “عصر اصلاحات” و البته، نمك گير
“سرمايه” در “عصر سازندگي” است. روشنفكر “عصر سازندگي” و “عصراصلاحات”،
امتداد آن “فن سالاري” “يقه سفيد” است كه از كابينه دوم عالي جناب “مهندس”
اميرحسين موسوي، تا همين امروز،چنگ بر اين ملت افكنده و انس ويژه اي با
مفهوم “سرمايه” دارد؛ كلمه اي كه ناخواسته، در اين متن، تقريبا بيش از هر
اصطلاح ديگر به كار رفته است. “سرمايه” به دم خروس بدل شده، و روشنفكر فن
سالار “عصر اميرحسين”- ”عصر سازندگي”-”عصراصلاحات” را يك جا لو مي دهد.
فرجام ماجراي “روشنفكر”
هر چند كه اعقاب اين “چند” جامعه شناس، ابتدا در شخصيت “روشنفكر” در “عصر اصلاحات” تجلي يافت، ولي تخم اين نوع
روشنفكري
خاص، در “عصر اميرحسين” و “عصر سازندگي” تلقيح شد؛ شخصيت “روشنفكر”،
آرزومند حياتي بود كه در آن،خير و شر آشكارا تشخيص دادني باشند، زيرا در
او تمايل ذاتي و سركش به داوري كردن پيش از فهميدن وجود داشت. بر اساساين
تمايل، اعتقادها و ايدئولوژي ها پديد آمدند.
اين اعتقادها و ايدئولوژي
ها فقط زماني مي توانستند با زمان آشتي كنند كه زباننسبي انگاري و چندگونه
سنجي زمانه را ناگهان به بيان قاطع و جزمي قدرت روشنفكر برگردانند. از
سويي، از نسبيت بگويند، و ازسوي ديگر، وقتي نوبت حكومت روشنفكر م يرسد،
سفت حرف بزنند. در واقع، “روشنفكر” مي كوشد تا شكاف و دوگانگيفلسفه
اصلاحات، و عمل توتاليتر اصلاحات را سرپوش گذارد. از نظر “روشنفكر”
اصلاحات، حق فقط با يك نفر است و آن يكنفر، همان “روشنفكر” اصلاحات است.
اين، نوعي تناقض است كه از فلسفه “سروشي” اصلاحات كه همين روزنام هنگار از
آنتغذيه مي كند، و تا وجود و عمل همين “روشنفكر” كش پيدا م يكند، برمي
خيزد.
در ابتداي “عصر اصلاحات”، “روشنفكر”، در توهم نهايت “آزادي” كه
هديه دوم خرداد بود، رهسپار دنيايي شد كه دربرابرش به گستردگي نمايان بود.
او مي توانست آزادانه به آنجا وارد شود و هر وقت كه بخواهد به خانه
بازگردد. اولين رواي تهاي“روشنفكر” از اين زمان مربوط به زندگي اي مي شود
كه نامحدود مي نمايد. “روشنفكر” گمان م يكند كه در زماني زندگي مي كندكه
آغاز و فرجامي ندارد. در فضايي كه سرحدي نمي شناسد؛ در هنگامه “عصر
اصلاحات” كه آينده اش هرگز تمام نخواهد شد.
چندي بعد، “روشنفكر” احساس
جديدي پيدا كرد. افق هاي دوردست ناپديد شدند. در آثار اين “روشنفكر”، ديگر
اثرياز سرخوشي دوم خرداد ديده نمي شد. او فهميد كه كارش از جايي عيب دارد،
ولي سرخوش از قدرت “سرمايه”، به بحث هايمفرح روشنفكري در كنار نوشيدن قهوه
و دود كردن توتون و شنيدن موسيقي كلاسيك ادامه مي داد. زماني در ترني كه
“عصراصلاحات” مي نامند، سوار شد. سوار شدن در اين ترن آسان بود، ولي پياده
شدن از آن دشوار. با اين همه، اين ترن، هنوز اثريوحشت انگيز نداشت، بلكه
از جذابيت برخوردار بود و به همه مسافرانش وعده ماجراهايي را مي داد كه
جاه و آزادي به همراهمي آورد.
باز هم چندي بعد، افق ديد “روشنفكر” به
اندازه اي تنگ شد كه به محوطه اي بسته شبيه بود. ماجراها در آن سوي
محوطهبسته روي مي دادند و درد غربت “امريكا” تحمل ناپذير مي نمود. در
گذران ملال آميز “زندگي روزمره”، روياها و روياپردازي هااهميت پيدا مي
كردند. بيكرانگي از دست رفته جهان بيروني كه از همان اول هم بي بنياد بود،
جاي به بيكرانگي كاملا فرديمي سپرد. اين پندار بزرگ كه به يكتايي جانشين
ناپذير “روشنفكر” باور دارد، و يكي از مخرب ترين پندارهاي “عصر
اصلاحات”است، شكفته شد و ميوه داد.
اما در لحظه اي كه “عصر اصلاحات” يا
چيزي كه از آن باقي مانده است (مثل نيروي فوق انساني “دكترايجامعه شناسي”)
بر “روشنفكر” تسلط مي يابد، رويا درباره بي كرانگي فرديت و آزادي، افسون
خود را از دست مي دهد. آنچه “عصر اصلاحات” به “روشنفكر” وعده مي دهد، ديگر
مقامي شامخ نيست. بلكه در نهايت، شغل “روشنفكري” يا “توليد آمار ارزش ها
ونگرش هاي ايرانيان” است. “روشنفكر” فقط مي تواند كرده خود، قضاوت هاي خود
و اعمال غيراخلاقي خويش را در درونخويشتن، به محاكمه “خود” و شغلش تبديل
كند. اينگونه، بيكرانگي فرديت او، اگر هم وجود داشته باشد، به زائده اي
رنج آوربراي وي مبدل شده است و مدام او را از درون مي خورد كه “چه كرده
است؟”، “آيا آنچه كرده، درست بوده؟” و....

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
|
عباس آخوندی : پیشنهاد اینجانب
انتخاب پارادایم کارآمدی و صداقت توسط مهندس میرحسین موسوی درانتخابات
دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران است. پارادایم یا سرمشق هویتی است
که یک نامزد انتخاباتی برای خود انتخاب می کند تا خود را با کوتاه ترین
پیام به مخاطبان معرفی کند.
انتظار این است که این پیام آنقدر قدرت و
ظرفیت داشته باشد که بتواند ویژگی های اثباتی و سلبی کاندیدا را طی یک
عبارت کوتاه برای مخاطبان بیان کند.
دوره آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان
دوران سازندگی شهرت یافته است. آقای خاتمی توسعه سیاسی را سر مشق خود قرار
داده بود. احمدی نژاد عدالت را سر لوحه تبلیغاتی خود قرار داد هر چند در
عمل به نحو دیگری عمل کرد. در هر صورت پیشنهاد این است که میرحسین موسوی
کارآمدی و صداقت را به عنوان نماد خود انتخاب کند. پیش از آنکه دلایل این
پیشنهاد را بیان کنم لازم می دانم نکاتی را درباره ویژگی های یک سرمشق
انتخاباتی بیان کنم.
پارادایم تبلیغاتی باید دارای جامعیت باشد. این
بدین مفهوم است که سرمشق انتخاب شده باید آنقدر ظرفیت داشته باشد که
قابلیت تسری به تمام حوزه های زندگی اجتماعی اعم از سیاسی، اقتصاد،
اجتماعی و فرهنگی دارا باشد. در عین پارادایم تبلیغاتی باید دارای خصوصیت
فارق بودن نیز باشد. سرمشق تبلیغاتی باید به و ضوح و سادگی خطوط فارق
کاندیداها و همچنین دوره های مختلف ریاست جمهوری را نشان دهد. وگرنه همه
کاندیداها و رؤسای جمهوری طرفدار پیشرفت، عدالت، توسعه و سربلندی ایران
هستند.
نکته دیگر همه فهم بودن نماد انتخاباتی است به نحوی که
مخاطبان که عموم مردم ایران هستند با هر سطح سواد و تجربه ای حسی از این
سرمشق داشته باشند. این صحیح است که هیچگاه نباید انتطار داشت که تمامی
مخاطبان از سرمشق تبلیغاتی درک یکسانی داشته باشند، لیکن باید تا حد زیادی
طمینان حاصل کرد که فهم همگان در یک راستا قرار دارد. به دلیل وسعت طیف
مخاطبان انتخابات ریاست جمهوری، انتخاب نماد تلیغاتی از حساسیت فوق العاده
ای برخوردار است. ظرافت و حساسیت انتخاب این نماد به ایجاد ارتباط و
برقراری تعادل بین اتکا به پشتوانه و محتوای علمی سرمشق (نخبه گرایی) از
یک سو و عامه فهمی آن (عامه گرایی) از سوی دیگر است. عامه گرایی افراطی
موجب رویگردانی نخبگان و عدم پشتیبانی نهادهای مرجع از کاندیدا می شود.
چون نهایتا باید شخصیت ها، فعالان سیاسی و اجتماعی، نویسندگان و رسانه های
گروهی بتوانند پیرامون سرمشق مورد نظر هر یک از منظر خود مطالبی را بیان
کنند و سرجمع موج آفرینی نمایند. در طرف دیگر، انتخاب زبان پیچیده تئوریک
مایه عدم انتقال پیام کاندیدا به عامه مخاطبان است.
افزون بر مطالب
فوق سرمشق تبلیغاتی قاعدتاً باید توان پاسخگویی به چالش های روز جامعه را
داشته باشد به نحوی که مخاطبان حس کنند کاندیدای مورد نظر درک صحیحی از
مسائل آنان دارد و سرمشقی که ارائه می نماید ظرفیت حل بسیاری از گرفتاری
های آنان را داراست. در همین راستا سرمشق تبلیغاتی باید از یک سوی،
توانایی برجسته سازی ضعف رقبا به ویژه رئیس جمهور در مسند قدرت را دارا
باشد و از سوی دیگر واجد ویژگی آرامش بخشی، جلب اعتماد مخاطب و موج آفرینی
باشد.
تحلیل وضع موجود و ارزیابی دو سرمشق پیشنهادی: در جلسه ای که
تعدادی از دوستان صاحب اندیشه و تجربه گردهم آمده بودند در این باره بحث
شد و نهایتا دو رویکرد کلی مورد جمعبندی قرار گرفت:
1- اصلی ترین
چالش جامعه فقر و بیکاری است. با توجه به رشد روزافزون جمعیت جویای کار و
ضعف مفرط دولت موجود در ایجاد زیر بناها، اعم از زیر بناهای فیزیکی و نرم
افزاری چون روانی فضای کسب و کار و کاهش ریسک های سرمایه گذاری و مبادله و
دلایل دیگر،
به رغم درآمدهای سرشار نفتی، عملا فرصت های اشتغال محدودی
در کشور ایجاد می شود و هر ساله بر شمار بیکاران افزوده می گردد. در حال
حاضر دامنه بیکاری محدود به کشاورزان عادی یا کارگران ساده نیست. بلکه
دانش آموختگان دانشگاهی را نیز در بر می گیرد. با این رویکرد، سرمشق
پیشنهادی عبارت بود از کار، توسعه اشتغال و ریشه کنی فقر.
این سرمشق
بسیار مشابه سیاست تشکیل دولت های رفاه (Welfare State) در اروپای غربی،
کانادا و استرالیا پس از جنگ جهانی دوم است. هر چند مفهوم رفاه عمومی و
مسوولیت دولت در ایجاد آن، پیش از این دوره در آلمان کم و بیش در دوره
بیسمارک جریان داشته است، فراگیری عمومی آن عمدتا به پس از جنگ جهانی دوم
باز می گردد. گزارش بوریج (William Beveridge، 1942) در انگلستان جنبه های
اجتماعی تشکیل دولت های رفاه را از حیث نظری توجیه نمود. این گزارش بر
ضرورت تعهد دولت به ریشه کنی فقر، جهل، بیماری، بی سرپناهی و بطالت تاکید
می نمود. راهکارهای توصیه شده در این گزارش عبارت بودند از فراهم آوری
حداقل امکانات زندگی شهروندان شامل گسترش نظام تامین اجتماعی، آموزش
رایگان برای همه، بهداشت عمومی و نظام درمان رایگان برای همه، تامین مسکن
دولتی و ایجاد اشتغال کامل در جامعه بود. این برنامه توصیه می نمود که این
مزایای اعطایی نباید موجب تن پروری و رویگردانی افراد از پی جویی کار شود،
لذا ضمن توصیه پرداخت بیمه بیکاری پرداخت آن را مشروط به اثبات تلاش افراد
جهت کسب شغل می نمود.
کینز (Keynes) که تئوری عمومی اشتغال، بهره و
پول وی انقلابی در علم اقتصاد ایجاد نمود شخص دیگری است که مبانی نظری
اقتصادی شکل گیری دولت های رفاه را فراهم آورد. هر چند کینز معتقد به
اقتصاد بازار بود، لیکن بر این عقیده بود که دولت متعهد به ایجاد اشتغال
کامل در جامعه است و باید با مداخله هوشمندانه خود در اقتصاد شرایط تحقق
آن را فراهم آورد. بنابراین، این سرمشق واجد جنبه های نظری و همچنین نمونه
های تجربه شده بشری است. نظریه کینز تا دهه هفتاد میلادی تقریبا نظریه
غالب اقتصادی بود و این عبارت سر زبان های اقتصادانان بود که امروز ما همه
کینزی هستیم.
با این وجود، دولت های رفاه در دهه 60 میلادی به تدریج
دچار بحران مالی شدند و در تعهد خود نسبت به ایجاد اشتغال کامل شروع به
تجدید نظرنمودند. در دهه هفتاد با افزایش جهانی قیمت نفت و فراگیری بحران
اقتصادی، این دولت ها نسبت به سایر تعهدات خود نیز تجدید نظر کردند. در
واقع این دوره آغاز شکل گیری رویکرد بازگشت به اقتصاد بازار و کاهش مداخله
دولت در اقتصاد، و فراتر از آن در زندگی اجتماعی شهروندان است. به رغم
این، هیچ گاه اصل مفهوم رفاه، ضرورت رویکرد یکپارچه به مفهوم رفاه و عدالت
اجتماعی و تعهد دولت به گسترش زمینه توسعه اشتغال در کشورهای غربی به کلی
رخت بر نبست و هم چنان گروه های سیاسی برای کسب قدرت در این باره تبلیغ می
کنند. لیکن میزان تعهد دولت ها و نحوه ارائه خدمات از سوی آنان دچار
دگرگونی های بنیادین شده است.
2- اصلی ترین چالش موجود ناکارآمدی و
عدم صداقت است. در این رویکرد شرایط این گونه ارزیابی می گردد که اگر در
جامعه بیکاری، نا امنی اجتماعی، فساد، تبعیض و بی عدالتی وجود دارد همه
ناشی از ناکارآمدی نظام تصمیم گیری اجرایی است. اگر کشور ظرف مدت کوتاهی
چهار قطعنامه محکومیت از شورای امنیت سازمان ملل دریافت کرده است و روابط
بین المللی آن دچار چالش های اساسی شده؛ به ویژه با همسایگان- که از قدرت
نسبی کمتری نسب به ایران در صحنه بین المللی برخوردارند و اگر منزلت
ایرانیان در جهان تنزل پیدا کرده است همه ناشی از ضعف سیستم اجرایی است. و
همچنین اگر سرمایه اجتماعی ملی به حداقل خود کاهش یافته، اعتماد عمومی بین
مردم از بین رفته به نحوی که نه تنها بخش عمده ای از معاملات اقتصادی
تبدیل به معاملات نقدی گشته و شکل گیری سرمایه گذاری های جدید و روانی
بازار کسب و کار را در معرض آسیب جدی قرارداده، بلکه حتی به روابط
خانوادگی نیز تسری نموده، اعتماد بین زوجین را مخدوش نموده و آمار طلاقهای
زود هنگام به شکل بی سابقه ای در کشور رشد کرده است و چنانچه خلاف گویی
تبدیل به امر غیر قبیحی شده و برخی افراد احساس شرمساری از خلاف گویی نمی
کنند همه ناشی از سیاست های ضعیف و رفتار عمومی نظام اجرایی است. اگر کشور
در این دوره بیش از 270 میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرده است و هم چنان
مسأله بیکاری یک مساله جدی عموم مردم است ناشی از ناکارآمدی دولت موجود
است. اگر علیرغم ابلاغ سیاست های اجرایی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام
معظم رهبری هم چنان دامنه مداخله دولت به نام های مختلف در اقتصاد گسترش
می یابد و اندازه دولت هم چنان رشد پیدا می کند همه ناشی از ناکارآمدی
اجرایی دولت است. رشد رقابت های نامنصفانه در بازار که منجر به افزایش
ریسک عمومی اقتصادی، صعوبت فضای کسب و کار و افزایش ورشکستگی های اعلام
نشده بنگاه های اقتصادی می گردد به سیاست های ناکارآمد دولت باز می گردد.
بنابراین، مفهوم کلیدی در سرمشق تبلیغاتی این دوره باید کارآمدی و صداقت
باشد.
مفاهیم کارآمدی و صداقت از جنبه های ایجابی نیز بسیار حائز
اهمیت می باشند. واقعیت این است که هر دولتی که در ایران در راس کار قرار
گیرد باید به پدیده جهانی شدن به عنوان یک واقعیت خارجی توجه نماید. اگر
جهانی شدن را به توسعه فرایند یا فرایندهای شکل گیری شبکه های فراملی اعم
از شبکه های بین دولتی یا شبکه های فراملی نهادهای مردم نهاد و شبکه های
ارتباطی فراملی شهروندان بدانیم که اینک از حالت تصادفی بودن خارج شده و
تبدیل به یک قاعده گشته است. و اگر بپذیریم دولت، نهادهای اجتماعی و
شهروندان ایرانی در این شبکه ها عضو هستند. بنابراین هم بر آنها اثر می
گذارند و هم از آنها اثر می گیرند. آنچه میزان تاثیر گذاری ملی ما در این
شبکه ها را افزایش می دهد کارآمدی نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری ملی است.
بنابراین، امروزه روز دیگر امکان برنامه ریزی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی
و فرهنگی در سیستم های بسته وجود ندارد. چیزی که متاسفانه تبدیل به یک سنت
در نظام اجرایی کشور ما شده است و باید تغییر یابد. برنامه ریزی در نظام
ها و سیستم های باز، امری بس پیچیده و نیاز به شایستگی و کارآمدی های
فراوان دارد. ارتقای منزلت ایران و ایرانی در سطح جهان با هیجان و جنجال
فراهم نمی شود. این امر نیازمند اثبات کارآمدی نه تنها در سطح ملی، بلکه
در سطح جهانی است. از سوی دیگر باید بدانیم که شهروندان ایرانی با استفاده
از شبکه های ارتباطی تبدیل به یک شهروند جهانی شده اند و دایره انتخاب
آنان در حال حاضر تا حد زیادی جهانی است. شهروند ایرانی از دولت خود
انتظار دارد که زمینه ایفای نقش وی را به عنوان یک شهروند جهانی فراهم
آورد. این امر نیازمند تدبیر بسیار پیچیده و هوشمندانه است که تعادل بین
حوزه ها و منافع ملی و توسعه نقش جهانی شهروندان را تامین نماید.
مفاهیمی
چون کارآمدی و صداقت از پایه های اساسی حکمرانی خوب است. کارامدی در صورتی
حاصل می گردد که دولت امکان اجماع سازی بین نخبگان و گسترش دامنه مشارکت
مردم در تصمیم گیری های اساسی را داشته باشد. این امر به نوبه خود در
صورتی حاصل می گردد که دولت صادقانه و شفاف با مردم ارتباط برقرار کند، و
با راستی پاسخگوی اقدامات خود به مردم باشد.
ملاحظه می گردد که سر
مشق کارآمدی و صداقت هم واجد جنبه های نظری است که نخبگان را قانع سازد و
هم دارای ویژگی های عمومی است که هر شخصی به میزان دانش خود از آن برداشتی
داشته باشد. این مفهوم قابل تسری به تمام حوزه های حکمرانی است اعم از
سیاست بین الملل، امنیت ملی، سیاست های اجتماعی و فرهنگی و همچنین سیاست
های اقتصادی. کارآمدی ناظر بر نقش راهبردی دولت در تنظیم روابط بین الملل،
توسعه اجتماعی و سیاسی، اعتلای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی، کاهش ریسک
کشور، کاهش هزینه های مبادله و روانی فضای کسب و کار و در نتیجه افزایش
فرصت های شغلی و نهایتا افزایش رفاه عمومی است که نقطه کانونی پیشنهاد اول
را شکل می داد. صداقت نیز ناظر بر جنبه های شفافیت از منظر حکمرانی و
همچنین رعایت اخلاق از جنبه های فرهنگی و اجتماعی است. فزونتر آنکه با
شخصیت میرحسین موسوی نیز کاملاً سازگاری دارد. شخصیت وی به نحوی است که
موافق و مخالف وی بر صادق بودن وی اذعان دارند.
این سرمشق همچنین با
آموزه ها و سیره امام راحل (ره) که تاکید بر اثبات توانایی نظام جمهوری
اسلامی در ارائه یک الگوی کارآمد در عصر حاضر را داشتند نیز همراستا است.
یکی از مهم ترین دغدغه های ایشان و تمام اندیشه وران مسلمان در عصر حاضر
اثبات کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در حل مسائل خود در سطح ملی و بین
المللی است. همچنین، این سرمشق با رهنمودهای مقام معظم رهبری که تاکید ر
ایجاد روحیه امید و نشاط در کشور را دارند سازگار است. چون آنچه امید
آفرین است کارآمدی نظام در مواجهه با مشکلات و یافتن راه برون رفت از آنها
است. اجرای سند چشم انداز یا عملی نمودن سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون
اساسی نیز مستلزم روی کارآمدن یک دولت کارآمد و صادق است

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
|
چکيده :
علياصغر
زارعي در راس 30 نفر از حاميان محمود احمدينژاد در مجلس در قالب «ستاد
انتخاباتي امتداد مهر» اعلام موجوديت كردند تا به فعاليتهاي تبليغاتي –
انتخاباتي اين طيف در مجلس براي حمايت از احمدينژاد رسميت دهند
اعتماد
ملي: حاميان احمدينژاد در مجلس ستاد انتخاباتي تشكيل دادند. اين در حالي
است كه علي لاريجاني رئيس مجلس مكررا بر عدم ورود مجلس در انتخابات تاكيد
ميكند و از تعيين مصداق انتخاباتي از سوي فراكسيون اصولگرايان را به
عنوان اكثريت مجلس به مصلحت نميداند، حاميان احمدينژاد در مجلس ستاد
انتخاباتي تشكيل دادند. سهشنبه شب گذشته علياصغر زارعي در راس 30 نفر از
حاميان محمود احمدينژاد در مجلس در قالب «ستاد انتخاباتي امتداد مهر»
اعلام موجوديت كردند تا به فعاليتهاي تبليغاتي – انتخاباتي اين طيف در
مجلس براي حمايت از احمدينژاد رسميت دهند. اين نشست كه اولين گردهمايي
كميته ستاد امتداد مهر محسوب ميشود در پي رايزنيهاي علي كريمي مسوول
كميته امتداد مهر تشكيل شد. 30 نماينده حاضر در جلسه ضمن عضويت در كميته
مجلس ستاد امتداد مهر از كانديداتوري مجدد احمدينژاد در دوره دهم
انتخابات رياست جمهوري اعلام حمايت كردند. نمايندگان حاضر در اين جلسه كه
از حوزهها و شهرستانهاي مختلفي از سراسر كشور حضور داشتند، ضمن استقبال
از اقدام خودجوش و مردمي در تشكيل ستاد امتداد مهر براي همكاري با اين
ستاد اعلام آمادگي كردند. در اين جلسه به پيشنهاد نمايندگان مقرر شد تا در
جهت تشريح فعاليتهاي مثبت دولت نهم و شخص رياست جمهوري محمود احمدينژاد،
نمايندگان براي سخنراني به استانها اعزام شوند. همچنين نمايندگان ضمن
ابراز نگراني از روند تخريبها و بداخلاقيهاي انتخاباتي، سخنان رهبر
انقلاب در اجتماع پرشور مردم كردستان را سرلوحه فعاليتهاي كميته
نمايندگان دانسته و بر لزوم هماهنگي تمامي نيروها در راستاي تبيين
دستاوردهاي دولت نهم تاكيد كردند. در اين جلسه مسوولان ستاد امتداد مهر بر
همكاري متقابل بين نمايندگان و ستاد در شهرستانها و استانها تاكيد
كردند. علي كريمي مسوول كميته مجلس ستاد امتداد مهر، در ابتدا نكاتي را در
خصوص همكاري نمايندگان عضو کميته با ستاد مرکزي امتداد مهر بيان كرد. به
اين ترتيب پيش بيني ميشود كه خبرتشكيل اين ستاد انتخاباتي در جلسه علني
فردا – يكشنبه – مجلس در قالب نطق پيش از دستور يكي از نمايندگان حامي
دولت در مجلس رسما اعلام شود.

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
|
چکيده :
دبير
كل حزب كارگزاران سازندگي در آخرين موضع انتخاباتي خود ابراز داشته كه
مطالبات مردم را با نوار سبز، سرخ یا سیاه نمیتوان پاسخ داد. غلامحسین
کرباسچی که در دومین گردهمایی سراسری روسای دانشجویان و جوانان ستاد مهدی
کروبی در سالن صلح و دوستی مرکز جمعیت هلال احمر اصفهان سخن میگفت ،
افزود: وقتی موسوی گفت هر ایرانی ، یک ستاد، ما نیاییم بگوییم هر ایرانی،
یک سیب! ما نباید خود را سرگرم این کارها کنیم. اين در حالي است كه در
همين همايش لوح ستاد انتخاباتي مهدي کروبي ، توسط شيخ اصلاحات پرده برداري
شد که در اين لوح نوشته شده بود "هر ايراني يک سيب". در اين لوح عکس دوزن
که دو سيب قرمز را به کروبي هديه مي دهند کشيده شده است و در اين مراسم
رنگ ياس نماد ستاد تبليغاتي وي در استان اصفهان معرفي شد.
كرباسچي
در ادامه سخنان خود گفت كه ما نمی خواهیم از کروبی یک کاریزما بسازیم. اين
در حالي است كه چندي پيش دبيركل حزب كارگزاران اظهار داشته بود كه تعلق
خاطر او به شيخ اصلاحات به اندازه اي است كه حتي حاضر است كفش كروبي را هم
واكس خواهد زد.
غلامحسین کرباسچی که در دومین گردهمایی سراسری روسای دانشجویان و
جوانان ستاد مهدی کروبی در سالن صلح و دوستی مرکز جمعیت هلال احمر اصفهان
سخن میگفت ، افزود: وقتی موسوی گفت هر ایرانی ، یک ستاد، ما نیاییم
بگوییم هر ایرانی، یک سیب! ما نباید خود را سرگرم این کارها کنیم. اين در
حالي است كه در همين همايش لوح ستاد انتخاباتي مهدي کروبي ، توسط شيخ
اصلاحات پرده برداري شد که در اين لوح نوشته شده بود "هر ايراني يک سيب".
در اين لوح عکس دوزن که دو سيب قرمز را به کروبي هديه مي دهند کشيده شده
است و در اين مراسم رنگ ياس نماد ستاد تبليغاتي وي در استان اصفهان معرفي
شد.
كرباسچي با اشاره به اینکه مطالبات مردم را با نوار سبز ، سرخ یا سیاه
نمیتوان پاسخ داد، گفت: اگر ادوار تحکیم وحدت که روزی انتخابات را تحریم
کرده بود، امروز وارد عرصه انتخابات میشود، به خاطر شخص کروبی نبوده بلکه
به خاطر مطالباتی بوده که وی مطرح کرده است. شما باید برنامه های کروبی را
به مردم منتقل کنید و برای این کار نیاز به برانگیختن احساسات مثل آنچه در
اردوگاه رقیب است، نیاز ندارید.
رئیس ستاد انتخابات مهدی کروبی افزود: تعریف کردن از کروبی خوب است اما
نه به صورتی که از وی کاریزمایی ساخته شود.شخص کروبی عزیز است ولی مردم به
دنبال مطالباتشان هستند. باید این را به مردم بگوییم که اگر در این زمان
مرد باصداقت و کهنهکار سیاست که زجر کشیده و امروز هم کمبودی ندارد در
عرصه حضور دارد، به خاطر دلسوزی و روحیه وی و توجه به خواست مردم است.

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
|
جلسه مشترك روساي استاني ، اعضاي شوراي سياست گذاري، اعضاي كميته تبليغات
و شوراي مركزي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان برگزار شد.
عبدالله
ناصري، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان، با اعلام اين خبر در گفت وگو با
ايسنا اظهار داشت:« در اين جلسه روساي ستادهاي استاني با بررسي وضعيت
انتخابات جمع بندي هاي خود را ارائه دادند و آنچه مورد تاكيد قرارگرفت
ائتلاف گسترده به عنوان يك تجربه موفق در ميان اصلاح طلبان بود.»
وي
افزود:« در اين جلسه تاكيد همگان بر حفظ ائتلاف بود و اينكه ستاد ها هسته
هاي اوليهي خود را در سراسر كشور داشته باشند و كماكان با همين ساختار
خود را براي انتخابات رياست جمهوري آينده آماده كنند.»
ناصري در
توضيح محتوي مباحث مطرح شده در اين باره در جلسه ستاد اصلاحطلبان،
افزود:« دوستان در ستاد هاي استاني اشاره داشتند به اينكه براي رياست
جمهوري بايد به طور جدي در قالب يك ائتلاف وارد شد، چرا كه اوضاع بسيار
حساس و خصوصا آثار و تبعات مشكلات اقتصادي در شهرستان ها و استانهاي كشور
محسوس است و فردي بايد بيايد كه بتواند مورد اجماع عمومي واقع شده و
قابليت برون رفت از مشكلات را داشته باشد و مشخصا تمام روساي استاني اعضاي
ستاد و دبيران كل احزاب بر اين نكته تاكيد داشتند كه نخبگان و بزرگان
اصلاح طلبان آقاي خاتمي را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري متقاعد
كنند.»
ناصري ادامه داد:« آنچه مجدد مورد تاكيد قرار گرفت خوشحالي
عمومي روساي ستادهاي استاني بود از اينكه علي رغم محدويتها، مجلسي شكل
گرفت كه براي جناح مقابل قابل پيش بيني نبود.»
وي ادامه داد:«
همچنين گزارش مبسوطي از وضعيت رخ داده در شهر ايوان در استان ايلام ارائه
شد و اظهار تاسف عمومي و تقبيح عملكرد مسوولين بر اين سر حادثه مورد تاكيد
قرار گرفت.»
سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان درخاتمه گفت:« در نشست
روز گذشته اصلاح طلبان در تهران ضمن تقبيح اين حادثه، از مسوولين وزرات
كشور ، نيروهاي مسلح ، شوراي عالي امنيت ملي و شخص رييس جمهور خواسته شد
كه موضوع را پيگيري كرده و مسببين اين حادثه را محاكمه كنند.»

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388
|