تبليغاتX
اصلاح طلب ایرانی - کارآمدی و صداقت پارادایمی برای میرحسین/سرمقاله روزنامه سرمایه
عباس آخوندی : پیشنهاد اینجانب انتخاب پارادایم کارآمدی و صداقت توسط مهندس میرحسین موسوی درانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران است. پارادایم یا سرمشق هویتی است که یک نامزد انتخاباتی برای خود انتخاب می کند تا خود را با کوتاه ترین پیام به مخاطبان معرفی کند.
انتظار این است که این پیام آنقدر قدرت و ظرفیت داشته باشد که بتواند ویژگی های اثباتی و سلبی کاندیدا را طی یک عبارت کوتاه برای مخاطبان بیان کند.
دوره آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان دوران سازندگی شهرت یافته است. آقای خاتمی توسعه سیاسی را سر مشق خود قرار داده بود. احمدی نژاد عدالت را سر لوحه تبلیغاتی خود قرار داد هر چند در عمل به نحو دیگری عمل کرد. در هر صورت پیشنهاد این است که میرحسین موسوی کارآمدی و صداقت را به عنوان نماد خود انتخاب کند. پیش از آنکه دلایل این پیشنهاد را بیان کنم لازم می دانم نکاتی را درباره ویژگی های یک سرمشق انتخاباتی بیان کنم.
پارادایم تبلیغاتی باید دارای جامعیت باشد. این بدین مفهوم است که سرمشق انتخاب شده باید آنقدر ظرفیت داشته باشد که قابلیت تسری به تمام حوزه های زندگی اجتماعی اعم از سیاسی، اقتصاد، اجتماعی و فرهنگی دارا باشد. در عین پارادایم تبلیغاتی باید دارای خصوصیت فارق بودن نیز باشد. سرمشق تبلیغاتی باید به و ضوح و سادگی خطوط فارق کاندیداها و همچنین دوره های مختلف ریاست جمهوری را نشان دهد. وگرنه همه کاندیداها و رؤسای جمهوری طرفدار پیشرفت، عدالت، توسعه و سربلندی ایران هستند.
نکته دیگر همه فهم بودن نماد انتخاباتی است به نحوی که مخاطبان که عموم مردم ایران هستند با هر سطح سواد و تجربه ای حسی از این سرمشق داشته باشند. این صحیح است که هیچگاه نباید انتطار داشت که تمامی مخاطبان از سرمشق تبلیغاتی درک یکسانی داشته باشند، لیکن باید تا حد زیادی طمینان حاصل کرد که فهم همگان در یک راستا قرار دارد. به دلیل وسعت طیف مخاطبان انتخابات ریاست جمهوری، انتخاب نماد تلیغاتی از حساسیت فوق العاده ای برخوردار است. ظرافت و حساسیت انتخاب این نماد به ایجاد ارتباط و برقراری تعادل بین اتکا به پشتوانه و محتوای علمی سرمشق (نخبه گرایی) از یک سو و عامه فهمی آن (عامه گرایی) از سوی دیگر است. عامه گرایی افراطی موجب رویگردانی نخبگان و عدم پشتیبانی نهادهای مرجع از کاندیدا می شود. چون نهایتا باید شخصیت ها، فعالان سیاسی و اجتماعی، نویسندگان و رسانه های گروهی بتوانند پیرامون سرمشق مورد نظر هر یک از منظر خود مطالبی را بیان کنند و سرجمع موج آفرینی نمایند. در طرف دیگر، انتخاب زبان پیچیده تئوریک مایه عدم انتقال پیام کاندیدا به عامه مخاطبان است.
افزون بر مطالب فوق سرمشق تبلیغاتی قاعدتاً باید توان پاسخگویی به چالش های روز جامعه را داشته باشد به نحوی که مخاطبان حس کنند کاندیدای مورد نظر درک صحیحی از مسائل آنان دارد و سرمشقی که ارائه می نماید ظرفیت حل بسیاری از گرفتاری های آنان را داراست. در همین راستا سرمشق تبلیغاتی باید از یک سوی، توانایی برجسته سازی ضعف رقبا به ویژه رئیس جمهور در مسند قدرت را دارا باشد و از سوی دیگر واجد ویژگی آرامش بخشی، جلب اعتماد مخاطب و موج آفرینی باشد.
تحلیل وضع موجود و ارزیابی دو سرمشق پیشنهادی: در جلسه ای که تعدادی از دوستان صاحب اندیشه و تجربه گردهم آمده بودند در این باره بحث شد و نهایتا دو رویکرد کلی مورد جمعبندی قرار گرفت:
1- اصلی ترین چالش جامعه فقر و بیکاری است. با توجه به رشد روزافزون جمعیت جویای کار و ضعف مفرط دولت موجود در ایجاد زیر بناها، اعم از زیر بناهای فیزیکی و نرم افزاری چون روانی فضای کسب و کار و کاهش ریسک های سرمایه گذاری و مبادله و دلایل دیگر،
به رغم درآمدهای سرشار نفتی، عملا فرصت های اشتغال محدودی در کشور ایجاد می شود و هر ساله بر شمار بیکاران افزوده می گردد. در حال حاضر دامنه بیکاری محدود به کشاورزان عادی یا کارگران ساده نیست. بلکه دانش آموختگان دانشگاهی را نیز در بر می گیرد. با این رویکرد، سرمشق پیشنهادی عبارت بود از کار، توسعه اشتغال و ریشه کنی فقر.
این سرمشق بسیار مشابه سیاست تشکیل دولت های رفاه (Welfare State) در اروپای غربی، کانادا و استرالیا پس از جنگ جهانی دوم است. هر چند مفهوم رفاه عمومی و مسوولیت دولت در ایجاد آن، پیش از این دوره در آلمان کم و بیش در دوره بیسمارک جریان داشته است، فراگیری عمومی آن عمدتا به پس از جنگ جهانی دوم باز می گردد. گزارش بوریج (William Beveridge، 1942) در انگلستان جنبه های اجتماعی تشکیل دولت های رفاه را از حیث نظری توجیه نمود. این گزارش بر ضرورت تعهد دولت به ریشه کنی فقر، جهل، بیماری، بی سرپناهی و بطالت تاکید می نمود. راهکارهای توصیه شده در این گزارش عبارت بودند از فراهم آوری حداقل امکانات زندگی شهروندان شامل گسترش نظام تامین اجتماعی، آموزش رایگان برای همه، بهداشت عمومی و نظام درمان رایگان برای همه، تامین مسکن دولتی و ایجاد اشتغال کامل در جامعه بود. این برنامه توصیه می نمود که این مزایای اعطایی نباید موجب تن پروری و رویگردانی افراد از پی جویی کار شود، لذا ضمن توصیه پرداخت بیمه بیکاری پرداخت آن را مشروط به اثبات تلاش افراد جهت کسب شغل می نمود.
کینز (Keynes) که تئوری عمومی اشتغال، بهره و پول وی انقلابی در علم اقتصاد ایجاد نمود شخص دیگری است که مبانی نظری اقتصادی شکل گیری دولت های رفاه را فراهم آورد. هر چند کینز معتقد به اقتصاد بازار بود، لیکن بر این عقیده بود که دولت متعهد به ایجاد اشتغال کامل در جامعه است و باید با مداخله هوشمندانه خود در اقتصاد شرایط تحقق آن را فراهم آورد. بنابراین، این سرمشق واجد جنبه های نظری و همچنین نمونه های تجربه شده بشری است. نظریه کینز تا دهه هفتاد میلادی تقریبا نظریه غالب اقتصادی بود و این عبارت سر زبان های اقتصادانان بود که امروز ما همه کینزی هستیم.
با این وجود، دولت های رفاه در دهه 60 میلادی به تدریج دچار بحران مالی شدند و در تعهد خود نسبت به ایجاد اشتغال کامل شروع به تجدید نظرنمودند. در دهه هفتاد با افزایش جهانی قیمت نفت و فراگیری بحران اقتصادی، این دولت ها نسبت به سایر تعهدات خود نیز تجدید نظر کردند. در واقع این دوره آغاز شکل گیری رویکرد بازگشت به اقتصاد بازار و کاهش مداخله دولت در اقتصاد، و فراتر از آن در زندگی اجتماعی شهروندان است. به رغم این، هیچ گاه اصل مفهوم رفاه، ضرورت رویکرد یکپارچه به مفهوم رفاه و عدالت اجتماعی و تعهد دولت به گسترش زمینه توسعه اشتغال در کشورهای غربی به کلی رخت بر نبست و هم چنان گروه های سیاسی برای کسب قدرت در این باره تبلیغ می کنند. لیکن میزان تعهد دولت ها و نحوه ارائه خدمات از سوی آنان دچار دگرگونی های بنیادین شده است.
2- اصلی ترین چالش موجود ناکارآمدی و عدم صداقت است. در این رویکرد شرایط این گونه ارزیابی می گردد که اگر در جامعه بیکاری، نا امنی اجتماعی، فساد، تبعیض و بی عدالتی وجود دارد همه ناشی از ناکارآمدی نظام تصمیم گیری اجرایی است. اگر کشور ظرف مدت کوتاهی چهار قطعنامه محکومیت از شورای امنیت سازمان ملل دریافت کرده است و روابط بین المللی آن دچار چالش های اساسی شده؛ به ویژه با همسایگان- که از قدرت نسبی کمتری نسب به ایران در صحنه بین المللی برخوردارند و اگر منزلت ایرانیان در جهان تنزل پیدا کرده است همه ناشی از ضعف سیستم اجرایی است. و همچنین اگر سرمایه اجتماعی ملی به حداقل خود کاهش یافته، اعتماد عمومی بین مردم از بین رفته به نحوی که نه تنها بخش عمده ای از معاملات اقتصادی تبدیل به معاملات نقدی گشته و شکل گیری سرمایه گذاری های جدید و روانی بازار کسب و کار را در معرض آسیب جدی قرارداده، بلکه حتی به روابط خانوادگی نیز تسری نموده، اعتماد بین زوجین را مخدوش نموده و آمار طلاقهای زود هنگام به شکل بی سابقه ای در کشور رشد کرده است و چنانچه خلاف گویی تبدیل به امر غیر قبیحی شده و برخی افراد احساس شرمساری از خلاف گویی نمی کنند همه ناشی از سیاست های ضعیف و رفتار عمومی نظام اجرایی است. اگر کشور در این دوره بیش از 270 میلیارد دلار درآمد نفتی کسب کرده است و هم چنان مسأله بیکاری یک مساله جدی عموم مردم است ناشی از ناکارآمدی دولت موجود است. اگر علیرغم ابلاغ سیاست های اجرایی اصل 44 قانون اساسی از سوی مقام معظم رهبری هم چنان دامنه مداخله دولت به نام های مختلف در اقتصاد گسترش می یابد و اندازه دولت هم چنان رشد پیدا می کند همه ناشی از ناکارآمدی اجرایی دولت است. رشد رقابت های نامنصفانه در بازار که منجر به افزایش ریسک عمومی اقتصادی، صعوبت فضای کسب و کار و افزایش ورشکستگی های اعلام نشده بنگاه های اقتصادی می گردد به سیاست های ناکارآمد دولت باز می گردد. بنابراین، مفهوم کلیدی در سرمشق تبلیغاتی این دوره باید کارآمدی و صداقت باشد.
مفاهیم کارآمدی و صداقت از جنبه های ایجابی نیز بسیار حائز اهمیت می باشند. واقعیت این است که هر دولتی که در ایران در راس کار قرار گیرد باید به پدیده جهانی شدن به عنوان یک واقعیت خارجی توجه نماید. اگر جهانی شدن را به توسعه فرایند یا فرایندهای شکل گیری شبکه های فراملی اعم از شبکه های بین دولتی یا شبکه های فراملی نهادهای مردم نهاد و شبکه های ارتباطی فراملی شهروندان بدانیم که اینک از حالت تصادفی بودن خارج شده و تبدیل به یک قاعده گشته است. و اگر بپذیریم دولت، نهادهای اجتماعی و شهروندان ایرانی در این شبکه ها عضو هستند. بنابراین هم بر آنها اثر می گذارند و هم از آنها اثر می گیرند. آنچه میزان تاثیر گذاری ملی ما در این شبکه ها را افزایش می دهد کارآمدی نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری ملی است. بنابراین، امروزه روز دیگر امکان برنامه ریزی های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سیستم های بسته وجود ندارد. چیزی که متاسفانه تبدیل به یک سنت در نظام اجرایی کشور ما شده است و باید تغییر یابد. برنامه ریزی در نظام ها و سیستم های باز، امری بس پیچیده و نیاز به شایستگی و کارآمدی های فراوان دارد. ارتقای منزلت ایران و ایرانی در سطح جهان با هیجان و جنجال فراهم نمی شود. این امر نیازمند اثبات کارآمدی نه تنها در سطح ملی، بلکه در سطح جهانی است. از سوی دیگر باید بدانیم که شهروندان ایرانی با استفاده از شبکه های ارتباطی تبدیل به یک شهروند جهانی شده اند و دایره انتخاب آنان در حال حاضر تا حد زیادی جهانی است. شهروند ایرانی از دولت خود انتظار دارد که زمینه ایفای نقش وی را به عنوان یک شهروند جهانی فراهم آورد. این امر نیازمند تدبیر بسیار پیچیده و هوشمندانه است که تعادل بین حوزه ها و منافع ملی و توسعه نقش جهانی شهروندان را تامین نماید.
مفاهیمی چون کارآمدی و صداقت از پایه های اساسی حکمرانی خوب است. کارامدی در صورتی حاصل می گردد که دولت امکان اجماع سازی بین نخبگان و گسترش دامنه مشارکت مردم در تصمیم گیری های اساسی را داشته باشد. این امر به نوبه خود در صورتی حاصل می گردد که دولت صادقانه و شفاف با مردم ارتباط برقرار کند، و با راستی پاسخگوی اقدامات خود به مردم باشد.
ملاحظه می گردد که سر مشق کارآمدی و صداقت هم واجد جنبه های نظری است که نخبگان را قانع سازد و هم دارای ویژگی های عمومی است که هر شخصی به میزان دانش خود از آن برداشتی داشته باشد. این مفهوم قابل تسری به تمام حوزه های حکمرانی است اعم از سیاست بین الملل، امنیت ملی، سیاست های اجتماعی و فرهنگی و همچنین سیاست های اقتصادی. کارآمدی ناظر بر نقش راهبردی دولت در تنظیم روابط بین الملل، توسعه اجتماعی و سیاسی، اعتلای فرهنگی و بهبود سرمایه اجتماعی، کاهش ریسک کشور، کاهش هزینه های مبادله و روانی فضای کسب و کار و در نتیجه افزایش فرصت های شغلی و نهایتا افزایش رفاه عمومی است که نقطه کانونی پیشنهاد اول را شکل می داد. صداقت نیز ناظر بر جنبه های شفافیت از منظر حکمرانی و همچنین رعایت اخلاق از جنبه های فرهنگی و اجتماعی است. فزونتر آنکه با شخصیت میرحسین موسوی نیز کاملاً سازگاری دارد. شخصیت وی به نحوی است که موافق و مخالف وی بر صادق بودن وی اذعان دارند.
این سرمشق همچنین با آموزه ها و سیره امام راحل (ره) که تاکید بر اثبات توانایی نظام جمهوری اسلامی در ارائه یک الگوی کارآمد در عصر حاضر را داشتند نیز همراستا است. یکی از مهم ترین دغدغه های ایشان و تمام اندیشه وران مسلمان در عصر حاضر اثبات کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران در حل مسائل خود در سطح ملی و بین المللی است. همچنین، این سرمشق با رهنمودهای مقام معظم رهبری که تاکید ر ایجاد روحیه امید و نشاط در کشور را دارند سازگار است. چون آنچه امید آفرین است کارآمدی نظام در مواجهه با مشکلات و یافتن راه برون رفت از آنها است. اجرای سند چشم انداز یا عملی نمودن سیاست های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی نیز مستلزم روی کارآمدن یک دولت کارآمد و صادق است

نوشته شده توسط همیشگی در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 |